۱۲
خرداد
۴

احساس درماندگی می کرد.

عضلاتش منقبض شده بود.

تاب راه رفتن نداشت.

تمام این مهمانی برای او ترتیب داده شده بود.

نگاهی به جمعیت انداخت.

هیچ وقت تصور نمی کرد که چشمان شاد مادرش را در این شرایط با شرمندگی و سرخوردگی ببیند.

چاره ای نداشت.

با یک نگاه طولانی و دقیق تمام سالن را گشت.

پیدا نکرد.

درماندگی عجیبی بر او چیره شد.

در یک لحظه تصمیمی گرفت.

کاری را انجام داد که از نظر او شاید کمتر کسی در آن شرایط انجام می داد.

خودش را به وسط جمعیت مهمانان رساند.

دستمال کاغدی کثیف را در گوشه ای که ممکن بود همه ببینند انداخت.

ناگهان دنیا آرام شد.

دیگر از آن همه نگرانی خبری نبود.

شانه هایش را از سر رضایت بالا انداخت.

لبخندی زد و رفت تا دوباره با پسر عمویش بازی کند.

امشب جشن تولد ۳ سالگی او بود.

۸۸/۱۱/۳

۱ بامداد

تهران، نگهبانی خجیر

۲۷
آبان
۱۹

shariati
اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم…
اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم…
اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم…
اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.
وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد.
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن…

دکتر شریعتی

۴
شهریور
۱۶

دلتنگم

دلتنگ کودکیم شدم؛ زمانیکه روزگارم در یک توپ پلاستیکی خلاصه می شد. زندگی را هر بار در مسیر مدرسه به خانه و اشتیاق برای رسیدن به مادرم می دیدم. وقتی دعا می کردم، پدرم از شیطنت هایم با خبر و عصبانی نمی شد. هیچ لذتی بالاتر از این نبود که او را با یک اسباب بازی جدید و یک جعبه بستنی ببینم!

دلم فراتر رفت. دلتنگ نوجوانیم شدم؛ زمانیکه روزگارم در زنگ آخر مدرسه و انتظار در خیابان برای دیدن او در سرویس مدرسه اش خلاصه می شد. زندگی را هر پنجشنبه شب در باشگاه هنگام رویش موهای جدید بر بدنم می دیدم. خدا به من گوش می داد. حتی در شب های امتحان. هیچ لذتی بالاتر از دیدن مخفیانه فیلم پورنو در یک روز مهمانی نبود.

دلتنگ جوانیم شدم؛ زمانیکه سیگار به دست در کوچه پس کوچه های نمناکِ شهرِ دود و دیوار، بی هدف پرسه می زدم و پاییز را به زمستان تحویل می دادم. روزگارم در عشق به او خلاصه می شد. زندگی را هر بار در خلوت تنگ و تاریک سینما همراه با نفس های بریده بریده ی از روی رضایتش می دیدم. هیچ لذتی بالاتر ار پیدا کردن مکانی بدون تماشاچی برای اجرام پانتومیم عاشقانه ام با او نبود. خدا را کمتر می دیدم.

دلتنگ میان سالیم شدم. زمانیکه روزگارم را خودم تعریف نکردم. دو لقب به من داده شد، همسر و پدر. از روی اجبار پذیرفتم و تقلب نکردم. زندگی را در سرخوشی شراب و سیگار بعد از آن می دیدم. هیچ لذتی بالاتر از این نبود که دخترکی طناز و ناز با لبخندی شیطنت آمیز به من یادآوری کند که هنوز می توانم!

پیر شدم، دلتنگ کودکیم شدم، دلتنگ مادرم شدم …

۸۸/۵/۱۳

ساعت ۲۳:۰۰

پادگان نیرو هوایی

۲۷
مرداد
۶

sarbaz2

سلام،

من بعد از دو ماه برگشتم؛ متاسفانه توی این مدت به اینترنت دسترسی نداشتم! از اینکه به یادم بودین خیلی خوشحالم؛ روحم شاد شد با دیدن ایمیل ها و پیغام هاتون! قول میدم به تک تک ایمیل ها جواب بدم.

در مورد وب سایت “dude-club” باید بگم که هم شماره های جدید “مجله دوود!” و هم “دوود! لیریک” رو دارم آماده میکنم. از طریق گروه های همکار (پرشین استار، ایران سان و …) و گروه “دوود! کلاب” بهتون خبر میدم.

چندتا بخش جدید هم به سایت داره اضافه میشه! امیدوارم مثل همیشه با صبوری و انرژی مثبتتون بهم کمک کنید تا هرچه زود تر این اتفاقات بیافته!

دوستون دارم زیاد

فرزاد

۵
تیر
۶

khosro

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار … هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

۲۶
خرداد
۱۴

گرگها خوب بدانند، در این ایل غریب

گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید، که در قافله مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

از دکتر زهرا رهنورد

85_585_403_09-5-17-151936101

۲۵
خرداد
۶

download

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند،

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم.

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند،

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند،

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم.

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید،

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم.

سرانجام به سراغ من آمدند،

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند!

از برتولت برشت

۱۴
خرداد
۹۱

نزدیک به ۱۱ ساله که تو دنیای اینترنت مشغولم. اوایل فقط چت و چت روم؛ بعدش طراحی وب و الانم وب مستر و طراح. تو تموم این سالها وب سایت یا بهتر بگم دنیایی مثل Facabook ندیدم! از نظر ایده، طراحی، برنامه نویسی، پشتیبانی و کاربر پسند بودن و البته تعداد کاربر.

باتوجه به اینکه خیلی از دوستان به خاطر محیط ظاهرن سخت فیس بوک بعد از اولین باری که وارد این محیط میشن، دیگه سراغش نمیرن، تصمیم گرفتم توی چند قسمت، استفاده از این وبسایت بی نظیر با بیش از ۱۶۰ میلیون کاربر در سراسر دنیا را آموزش بدم.


آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول

عضویت :
برای عضویت توی دنیای مجازی فیس بوک، ۲ راه وجود داره
۱- از طریق خود سایت
کافیه به آدرس http://www.facebook.com مراجعه کنید و تو صفحه اصلی سایت فرم ثبت نام رو پر کنید. (نحوه ثبت نام رو تو قسمت بعدی توضیح میدم)
۲- از طریق دعوتنامه هایی که دوستان شما ارسال کرده اند.
به احتمال زیاد تا امروز برای شما هم یه ایمیل از طرف سایت فیس بوک با این مضمون اومده:

آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول
روی لینکی که توی کادر زرد رنگ هست کلیک کنید تا وارد صفحه ثبت نام بشید.


چندتا نکته:

- توی حالت دوم، بعد از ثبت نام، دوست یا دوستانیکه شما رو تا به حال به عصویت دعوت کرده باشند، در لیست انتظار شما نشان داده خواهند شد.
- سیستم ارسال دعوت نامه فیس بوک بی نظیره. توی ایمیل دعوت نامه، تا حالا هر چند نفر که شما رو دعوت کرده باشند نمایش داده میشه.
ثبت نام:

مرحله اول

این اطلاعات رو باید پر کنید:

نام کامل (Full Nam)

* فیس بوک یه سیستم بی نظیر برای شناسایی اسم واقعی افراد رو داره که بیشتر در مورد خارجی ها کاربرد داره. اما پیشنهاد من اینه که حتما از اسم و فامیل کاملتون استفاده کنید. چون هم دوستانتون بتونن شما رو با جستجو در بزرگترین جامعه مجازی جهان پیدا کنند و هم اینکه به نظر من استفاده ار نام مستعار کار جالبی توی دنیای حرفه ای فیس بوک نیست. (البته دومی فقط نظر شخصی من بود و حالا وقتی بیاین تو می بینید که تقریبا استفاده از اسامی بی ربط کار خیلی خزی هست! و مخصوص جهان سوم)

آدرس ایمیلتون (Email Address)

رمز جدید (New Password)

* بسیاری از افراد در موقعه ثبت نام در سایتها، هرجا که ایمیل آدرس رو وارد می کنند، رمز یا پسورد همون ایمیلشون رو وارد می کنن که اصلا کار درستی نیست و امنیت ایمیل شما رو بسیار به خطر می اندازه. پس رمز جدیدی وارد کنید که مخصوص ورود به صفحه فیس بوکتان باشد!

جنسیت (I am)

* فقط جهت یادآوری : مرد (Male) | زن (Female)

تاریخ تولد (Birthday)

* تاریخ واقعی تولدتون خیلی می تونه مهم باشه، چون اگر درست وارد نکنید ممکنه توی سالروز درگذشت سگتون، ۱۰۰۰ نفر تولدتون رو تبریک بگن! برای تبدیل دقیق تاریخ شمسی به میلادی از این سایت استفاده کنید : http://gift-iran.com/tools/DateConvert.asp

مرحله دوم:
وارد همچین صفحه ای خواهید شد که باید متنی که توی کادر نوشته شده رو در کادر زیرش وارد کنید؛ این متن برای هرکسی متفاوت خواهد بود و فاصله (Space) هم اگر توی تصویر بود حتما باید بزنید.
آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول
مرحله سوم:

ایمیلتون رو چک کنید و ایمیلی که از فبس بوک براتون اومده رو باز کنید. با این موضوع:

Subject: Facebook Account Confirmation

درون این نامه یه لینک هست که باید روش کلیک کنید تا عضویت شما تایید بشه و وارد صفحه اصلی پروفایلتون بشید.
مرحله چهارم:

تقریبا ثبت نام تموم شده اما یه کم دیگه صبر کنید تا این بخش رو هم کامل کنیم. فیس بوک اینجا رو قدم گذاری کرده؛

  • قدم اول: تایید دوستانیکه برای شما دعوت نامه فرستاده اند:

آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول
تایید دوستی (Confirm) - نادیده گرفتن (Ignore) - رد شدن از این قدم (Skip this Step)

  • قدم دوم: پیدا کردن دوستانتان در فیس بوک | بخش اول

آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اولاین بخش خیلی جذابه! اینجا باید ایمیل و پس وردتون رو وارد کنید، مثلا اگر ایمیل یاهو دارید باید اون و پس ورد ایمیلتون رو وارد کنید تا فیس بوک بتونه از لیست ایمیل های شما دوستانتون رو پیدا کنه. خیلی از کاربران فکر می کنند که قراره هک بشن با این کار! اما در مورد فیس بوک تقریبا این احتمال صفره چون طبق قوانین و مقررات کشور امریکا ذخیره کردن پس ورد ایمیل کاربران جرم محسوب میشه و خود سایت هم نوشته که ما هیچ وقت پس ورد شما رو ذخیره نمی کنیم.

  • قدم دوم: پیدا کردن دوستانتان در فیس بوک | بخش دوم

آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول
در اینجا سایت، لیست دوستان شما رو که توی فیس بوک هستند براتون میاره؛ می تونید انتخاب کنید و به لیستتون اضافه کنید. (Add as Friends)

  • قدم دوم: پیدا کردن دوستانتان در فیس بوک | بخش سوم

آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اولحتما یکسری از دوستانتون تا حالا توی فیس بوک ثبت نام نکردند که توی این صفحه می تونید اونا رو دعوت کنید.

  • قدم سوم : کامل کردن پروفایل | وارد کردن اطلاعات تحصیلی و کاری

پیشنهاد می کنم حتما این بخش رو پر کنید. نکته بسیار جالب و حرفه ای اینجاست که شما زمانیکه حرف اول مدرسه یا دانشگاهتون رو که وارد کنید، سایت به شما پیشنهاد میده! (پیشنهاد از لیست موجود نه پیشنهاد ازدواج و اینا!)
آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول

گزینه Save & Continue رو بزنید و ادامه بدید.

  • قدم سوم : کامل کردن پروفایل | انتخاب افرادیکه می شناسید

آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول
ممکنه یکسری افراد رو بشناسید! پس با دقت لیستو ببینید و انتخاب کنید. کارتون که تموم شد (Save & Continue) رو بزنید و به مرحله آخر برید.

  • قدم چهارم : پیوستن به یک شبکه

این مرحله برای خارجی ها هستش و به درد ما نمی خوره!
آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اول

Skip this step رو بزنید تا وارد صفحه اصلی پروفایلتون بشید.

به دنیای زیبا و جذاب فیس بوک خوش آمدید!

آموزش فیس بوک Facebook | قسمت اولآموزش نحوه کار کردن با بخش های مختلف سایت فیس بوک رو توی قسمت بعدی میگم. اگر دوست ندارید بخش بعدی رو از دست بدهید ، از اینجا مشترک فید وبلاگ شوید!